قادر فاضلى
21
قرآن از زبان قرآن ( فارسى )
همين مرا بس است . باكى ندارم كه به خاطر اين دو آيه به تمام قرآن ايمان بياورم . « 1 » بسيارى از آنان كه به دنبال معجزه بودند ، با اينكه چندين اعجاز از پيامبر صلي الله عليه و سلم ملاحظه كردند ولى نه تنها ايمان نياوردند بلكه پيامبر را به دروغ و سحر و جادو متهم ساختند . اينان قصدشان از معجزه امتحان پيامبر بود نه دريافت حقانيت او . پيش خود مىگفتند : اگر نتواند خواستهء ما را برآورده سازد ما بر او پيروز گشته و به تحقير او مىپردازيم . و اگر خواستهء ما را برآورده سازد ، براى ما تنوعى بوده و مىتوانيم بهانهء ديگرى بتراشيم . از اينرو قرآن از خباثت درون و عناد و تعصب جاهلى اينان پرده برداشته و مىفرمايد : اذْ قالُوا اللَّهُمَّ انْ كانَ هذَا هُوَ الْحَقُّ مِنْ عِنْدِكَ فَامْطِرْ عَلَيْنا حِجارَةً مِنَ السَّماءِ اوِائْتِنا بِعَذابٍ اليمٍ « 2 » آنگاه كه گفتند : بارالها اگر آنچه پيامبر مىگويد ، از نزد تو و حق مىباشد پس بر ما از آسمان باران سنگ بباران . يا ما را به عذابى دردناك مبتلا ساز . جهل و عناد آنان به قدرى بود كه به عذاب الهى حاضر شده اما به شنيدن پيام خدا از زبان رسول خدا حاضر نگشتند . به جاى اينكه بگويند : خدايا اگر وى راست مىگويد ما را به پيروى از او موفق نما و توفيق درك حقانيت او را بر ما مرحمت فرما ، مىگويند : اگر او به حق است پس بر ما عذابى دردناك بفرست و مرگ ما را برسان . اميرالمؤمنين عليه السلام در نهج البلاغه به يكى از اين موارد عناد در مقابل حقانيت رسول اكرم صلي الله عليه و سلم بعد از ملاحظه معجزه از آن حضرت چنين اشاره مىفرمايد :
--> ( 1 ) - تفسير مجمعالبيان ، طبرسى ، ج 10 ، ص 800 ، ذيل تفسير آيه مربوطه ( 2 ) - الانفال ، 32